X
تبلیغات
مدیسه
رایتل

قوت غالب

نذر امام مهربانی

از سفره ات به قدر سلامی ابا الجواد
دفع بلای کودک تان، نان مان بده
ایمان نداشتیم، رسیدیم مشهدت
اعجاز کن، ابا الحسن ایمان مان بده

ای معنی دعای سریع الرضای ما
ای قبله ی تمام کشاورز های قم
ارحم عزیز فاطمه سرمایه ام تویی
سیراب کن مرا ز شراب غدیر خم

اصلا بیا ضرر بده، اصلا مرا بخر
چیزی که از خزانه ی تان کم نمیشود
با آب پوزه ی سگ بی خانمانتان
آخر نجس که چشمه زمزم نمیشود

ما نسل پشت نسل ، همه خانوادگی 
عبد و غلام و حلقه به گوشیم، بنده ایم 
آقا به جان گنبد خوش رنگتان قسم
سر را به پیش غیر شما خم نکرده ایم

آهو که نه من کفتار مرده را 
جان کبوتران حرم سر به راه کن
ضامن شو پیش عمه سادات تا که ما ...
شمس الشموس یک نظری سوی کاه کن

برای مردم کشمیر

عمری ست از کرامتتان سیر میشویم
با گریه بر شماست که تطهیر میشویم
یا اینکه کودکیم و به نامت شکفته ایم
یا اینکه پاى عشق شما پیر میشویم
ما شیعه ایم و عشق تو را جار میزنیم
ما کشته میشویم و به زنجیر میشویم
اصلا هر آنکه گفت على کشته میشود
شکر خدا، چه خوب نمک گیر میشویم
یک روز با أهالى مظلوم زاریا
یک روز، هم پیاله ى "کشمیر" میشویم
فرقی نمیکند همه ى ما برادریم
با هر که دشمنت شده درگیر میشویم
هر کس به هر کجای جهان ظلم دیده است
ما سینه ایم، ما سپر تیر میشویم
اقا، ابوتراب، گلت را نشان بده
داریم أسیر حیله ى خنزیر میشویم ****
باید به زیر پرچمتان متحد شویم

به شیخ ابراهیم زکزاکی

گلستان در دل آتش شده پیدا و پیداتَر
تو آقایى و اسماعیل هایت از تو آقا تَر
یقیناً از تبار آن اذان گویى که در تاریخ
نداى یا احد هایش زمین را کرد زیبا تَر 
نه اصلا جون ارباب کفن پوشی که خاکش را
ملک از بهر سرمه میبرد بالا و بالاتَر
شنیدم چشم دادى مثل یعقوب نبی الله
که نور از دیدگانش رفت اما گشت بینا تَر 
لباس پاره ات در دست فرعون بود اما من
تو را در نقش یوسف دیدم و خود را زلیخا تَر 

آدم فروشها

لعنت بر این قبیله ى رستم فروشها
لعنت به هر که پشت به مظلوم میکند
خون خوار ها و حرمله ها، دَم فروشها
لعنت به جعده ها که جگر خوار میشوند 
بر نعلهاى تازه و بر سَم فروشها
لعنت به خنده هاى پر از شرم، بر سکوت
بر همزبان فروش، به همدم فروشها
...
ما بچه هاى شهر رى و سید الکریم
گندم نمیدهیم به آدم فروشها

مجذوب

من اصلاً آمدم دنیا که مجذوب علی باشم
یکی از نوکران زشت یا خوب علی باشم
اگر زشتم نوازشهای دشمن را نمیخواهم 
که خوش در معرض تنبیه با چوب علی باشم
اگر خوبم شبیه قنبرش باید تمام عمر
بکوشم بلکه از یاران مطلوب علی باشم
مرا از اغنیای دور از حیدر نگردانم
خدایا فقر قسمت کن که محبوب علی باشم
شب قدری خدا را داده ام سوگند تا من هم
شهید راه ایوان طلاکوب علی باشم

به شیخ عیسی قاسم

باز نمرود پی آتش کین آمده است
و بنی فتنه به سلاخی دین آمده است
سامری رخت شیوخ عربی پوشیده 
گاو با پینه ی بر روی جبین آمده است
فکر جنگ است ولی جنگ جگر میخواهد
نیزه و خنجر و شمشیر و سپر میخواهد
جنگ سخت است از آن خون و خطر میجوشد
مرد جنگی و یل اهل خطر میخواهد
با یلی در پی جنگند که نامش "عیسی" است
شیعه ى حیدر کرار و غلام زهراست
ما نمردیم که تاریخ بگوید روزی
"شیخ قاسم" به صف این همه حیوان تنهاست
نحن ابناء همان شیر جمل اندازیم
صبر داریم که با صلح و صفا دم سازیم
لیک اگر اخم کند مرجعمان میبینید
که ز سرهای شما کوه احد می سازیم
کشتی نوح گذر میکند از طوفان ها
از خطرها تله ها حادثه ها بوران ها
تبر از شانه ی "عیسی" سر بت می شکند
رو شده حقه کذاب ترین چوپان ها

به ولی امر مسلمین جهان

بخند، خنده ی گلها بدون شک زیباست
و اخم تان به عدو، بی بدیل و بی همتاست
از آن زمان که سپردم عنان قلبم را ...
به چشمهای تو دیگر کلید بی معناست
سلام حضرت خار به چشم دشمن ها
چقدر در وجنات شما خدا پیداست
به ضربه های عصایت که پرچم اسلام
به حکم حکمتتان تا ظهور هم بالاست
به عزت و شرف لا اله الا الله 
نمیشود که بگویند مرتضی تنهاست
چه نامهای زیادی در این جهان داری
برای نسل بسیجی که نامتان "آقاست"

1 2 3 4 5 ... 22 >>