X
تبلیغات
رایتل

قوت غالب

طبیب

غزل مثنوی  که شاید روزی کامل شد


وقتی به خلق خنده عطا میکند طبیب

دل را به گریه بر تو دوا میکند طبیب

طوفان که میشود همه دنبال ساحلند

ما را درون موج رها میکند طبیب

آواره میشویم و به حیرت که میرسیم

مجنون برای خویش سوا میکند طبیب

زیر زبانمان کمی از تربت تو را

مصداق واقعی شفا میکند طبیب

من را میان آه و پریشانی همه 

در بین زائران تو جا میکند طبیب؟

نعم الطبیب غیر تو درمان نخواستیم

ما درد خواستیم ... نه ... هجران نخواستیم

...

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)