X
تبلیغات
رایتل

قوت غالب

قهر

از پیش خاطرات تو با قهر میروم 

در من اثر نمیکند این زهر میروم 

با ایستگاه رفته مدارا نمیکنم 

بر روی شانه های پل از شهر میروم 


شهری که سمت مقصد بیراه میرود 

یوسف درون آن به دل چاه میرود

وقتی پلنگ دل به تن هرزه میدهد

از برکه نقش جاذبه ی ماه میرود


ماهم، نه برکه ام، به گمانم که جاده ام 

زخم تبر چشیده ام و ایستاده ام 

اما نه رودم از سر تقصیر روزگار 

رد میشوم سواره اگر چه پیاده ام 


مهمان سایه های درختان نمیشوم 

هم صحبت ترانه ی باران نمیشوم 

حل میشوم درون خودم قول میدهم 

دیگر برای هیچ کس آسان نمیشوم ....


قانون نانوشته ی پرواز رفتن است 

گاهی شروع، نقطه ی آغاز، رفتن است

 


نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ماهم، نه برکه ام، به گمانم که جاده ام

زخم تبر چشیده ام و ایستاده ام

اما نه رودم از سر تقصیر روزگار
رد میشوم سواره اگر چه پیاده ام
مهمان سایه های درختان نمیشوم

هم صحبت ترانه ی باران نمیشوم

حل میشوم درون خودم قول میدهم

دیگر برای هیچ کس آسان نمیشوم ....

عالیییی
شنبه 22 تیر 1392 ساعت 00:09
امتیاز: 0 0