X
تبلیغات
رایتل

قوت غالب

رگ غیرت

 

رگهای غیرت وتنم درد میکند

 

ای مرگ من برس که تنم درد میکند

 

کاشانه همیشگی ام باز کن دهان

 

در گوشه کمد کفنم درد میکند

 

از این ذلیل تر تو مخواهم به روزگار

 

آوخ که شیوه سخنم درد میکند

 

از هر طرف هجوم کلاغان هیز و زشت

 

من ریشه های نارونم درد میکند

 

وقتی لباسها به تنم زار میزنند

 

شاید که جیب پیرهنم درد میکند

 

آنها به نام مادری ام حرص داشتند

 

تنب و خلیج هموطنم درد میکند

 

نگذار بگذرد و همه بشنوند گفت

  

مرداب پیرم و لجنم درد میکند 

 

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)